قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

717

درة التاج ( فارسى )

نيست در تيامن - و تياسر ، و نه از بهر وضع يمين - و يسار « 1 » ، ( و ) كلّيّت ، - جه مدرك خيالى را متشخّص ادراك مىكنيم ، - پس نيست آن الّا از بهر ( وضع ) حامل او . و اگر حاصل شوذ صورت امتداد معيّن كى آن را وجودى در اعيان نيست - در مجرّدى از مادّه ، مجتمع نشوذ آنج فرض كنند كى اجزاء اوست در محلّى واحد ، - جه آن اجزا را ترتيبى - و حجمى نماند ، - پس لابدّ است از تقدّرى - و فرض كرده شد كى مجرّد است هذا محال . و از جهت آنك صورت وهمى را ادراك نمىكنند الّا ( در ) صورت حسّى - يا خيالى ، نفس در ادراك آن هم مفتقر شد بآلتى جسمانى . - و درين قدح نكند آنك هيولى را مقدارى نيست در حدّ ذات خود ، با آنك جسميّت و « 2 » مقدار هر دو منطبع ( مى ) شوند در آن ، جه هيولى متحصّل الوجود نمىشود الّا بهر دو ، پس هيولى را نيابند ، الّا كى او را وضعى باشد ، بخلاف نفس ، و هر مجرّدى ، - جه نشايد كى ايشان ذات وضع باشند البتّه . مقالت جهارم از فنّ دوّم از جملهء سيّم كى در علم طبيعى است در قوتى جند كى نمىدانيم كى غير انسان را حاصل است از حيوانات نفس ناطقهء انسانى منقسم مىشود قوى آن : بقوّتى عملى ، و قوّتى نظرى ، و هر يك را ازين دو قوّت عقل خوانند - باشتراك . و عملى قوّتيست كى مبدأ حركت بدن انسان است بافاعيل جزوى كى خاصّ باشد برويّت بر مقتضاى آرا ( ئ ) ى صلاحى كه خاصّ باشد بأو ، و او را نسبتى است بقوّت نزوعى . و ازين نسبت متولّد « 3 » مىشود : ضحك

--> ( 1 ) - و يسارى - م . ( 2 ) - ط بى : و . ( 3 ) - مولد - م .